على اصغر حلبى

80

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

الف : افعال . معتزله افعال را ، به شيوهء غيلان دمشقى « 1 » ، به افعال ارادى اختيارى و افعال غير ارادى تقسيم مىكنند . معتزله بر اين باورند كه افعال غير ارادى از صنع بنده نيست ، و تنها خدا صانع آن است . بدين معنى كه خدا آنها را در سرشت بنده مىآفريند همچنانكه در سرشت درخت چنين نهاده كه ميوهء خود را بياورد . و گروهى از آن طايفهء از جمله ، بشر بن معتمر ( فصل هشتم ) بر اين رفته‌اند كه اين افعال را نه خدا مىكند و نه بنده ، بلكه اين افعال ، افعالى متولّد هستند و فاعلى ندارند . امّا افعال ارادى را معتزله از صنع بنده مىشمارند ، چه او به انجام دادن آنها تواناست و به ارادهء خود آنها را بجا مىآورد ، و در اين راه اختيار و حرّيّت لازم را داراست ، جز اينكه علم خداوند بر عمل انسان سابق است ، و هم اوست كه به دو قدرت مىبخشد تا اعمال خود را انجام دهد . و مبدأ حرّيت را به چند پايهء منطقى استوار بسته‌اند كه از آن جمله امور زير است : - اگر خداى تعالى آفريدگار افعال بندگان است ، و بندگان آنها را انجام نمىدهند ، پس چگونه روز رستاخيز از آنها حساب مىكشد ، و ثواب مىدهد و يا عقاب مىكند ؟ و در اين صورت همهء آن چيزهايى را كه خدا بر بندگان خود به عنوان فرائض مقرّر كرده ، بىمعنى مىگردد . - اگر خداى تعالى آفرينندهء افعال بندگان است ، فايدهء فرستادن رسولان و گسترش دادن دعوت ايشان براى بازگردانيدن ايشان از گمراهىهايشان چه مىتواند باشد ؟ - اگر خدا آفريدگار افعال بندگان است ، و پس از آن از ايشان حساب مىكشد بر اين پايه كه اين افعال از ايشان است ، اين حساب كشيدن ظلم آشكار است ، زيرا از اعمالى حساب مىكشد كه افعال ايشان نيست . - برخى از اعمال انسان شرّ است ، حال آيا رواست كه صدور چنين افعالى را به خدا نسبت بدهيم ؟ و خلاصه آيا جايز است خدا را مصدر شرّ بشماريم ؟ پس چنين برمىآيد كه جبر و تسيير را مردود مىشمارند و مىگويند كه انسان آزاد است ، و به همين ترتيب قدر را نفى مىكنند ، و خود را نصرت‌دهندگان عدل الهى مىشمارند و قائلان به جبر و تسيير را تكفير مىكنند . ب : صلاح و اصلح . مدار اين عقيده چنين است كه هر فعلى كه از خدا صادر مىشود صلاح و خير است . و هر آن چيزى كه براى خاطر بندگان مىكند ، در آن ايشان را نفعى و

--> ( 1 ) . - فصل هشتم ، شمارهء ( 2 ) « غيلان دمشقى » .